خرید بک لینک
برای تو ، برای چشمهایت ، برای من، برای دردهایم ... برای ما ، برای اینهمه تنهائی، ایکاش خدا، کاری بکند...

برچسب: ای کاش خدا کاری بکند, نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 22:05

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ اصلاٌچرا چتر با خود نبردی؟ حقته... پدرم با عصبانیت گفت: وقتی سرما خوردی وافتادی گوشه خونه،متوجه میشی... اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت: باران احمق، باران بی تربیت...

برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادر زن,مادربزرگ,مادريت انك اناني,مادرانه,مادر به انگلیسی,مادر و دختر, نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 2:50

صفحه بندی